محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

31

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

اينك بديهى است كه بپرسيم : آيا هم اكنون در عراق هيچ آثارى و نشانه‌هايى باستانى كه قصّه سومرى توفان را به اثبات برساند ، باقى مانده است ؟ « سر لئونارد و ولى » در سال 1929 م در كاوشهاى خود در شهر « اور » ، به طبقه‌اى از گل و لاى سيل آورد طوفانى ( تقريبا به فاصلهء هشت گام ) برخورد و نظر به انباشتگى اين طبقه از گل و لاى و تا حدّ زيادى همخوانى زمانى آن با نصوص سومرى و در نظر داشتن اين حقيقت كه بر قسمت فوقانى و زيرين آثارى واقع است كه به روزگار تمدن « عبيد » منتهى مىشود ، به اين نتيجه مىرسد كه آن دليلى مادّى بر توفان سومرى است . همچنين نشانه‌هايى بر جاى مانده كه نشان از ما قبل روزگار نخستين خاندان در جنوب عراق دارد . آنگاه « و ولى » در منطقه‌اى وسيع گرداگرد « اور » ، در ناحيه‌اى در شمال غربى براى يافتن گسترهء همين طبقه از لاى سيل آورد به كاوش پرداخت و نتيجهء كار او نيز مثبت بود و از حفّارى خويش به اين ديدگاه مشهور رسيد كه با توفانى كه در كتابهاى مقدّس آمده همخوانى دارد « 1 » . امّا دكتر رشيد ناضورى بر اين باور است كه هرگز در اين باره نمىتوان به طور قطعى به اين نتيجه رسيد ، چرا كه بارها جنوب عراق قديم شاهد خروش تندبادها و توفان بوده است ، چنان كه نشانه‌هايى از اين لاىهاى سيل آورد نيز در دست است كه بر وقوع توفان و سيل بزرگ در « شورباك » دلالت مىكند كه قدمت آن به بخش پايانى روزگار « جمدة نصر » دلالت مىكند ، همچنانكه موردى در « كيش » يافت شده كه قدمت آن به پس از وقوع آن توفان‌ها بر مىگردد . بنابراين ، ارزيابى قطعى اين سيلابها بسيار دشوار است و نمىتوان به روشنى معلوم داشت كه كدام يك از آنها با الواح پادشاهان سومر همخوانى دارد . چه بسا توفان « شورباك » نظر به آنكه اين الواح به نام آن ، به عنوان واپسين شهر پيش از توفان اشاره مىكنند ، با آن توفان همخوانى بيشترى داشته باشد ، اما در عين حال نبايد به طور كلى اين موضوع را بعيد دانست كه توفان « اور » نيز موجب پيدايى يك طبقهء طولانى از لاى سيل آورد شده باشد ؛ بايد اين نكته را نيز افزود كه دست نيافتن بر طبقات سنگ - گل موازى در تمامى شهرهاى سومرى همواره اين احتمال را در ذهن انسان قوّت مىبخشد كه امكان دارد ، طبقاتى از سنگ - گل‌ها كه « و ولى » در اور به آنها دست يافته ، تنها يك رسوب محلى باشد و هرگز نمىتوان آن را

--> ( 1 ) . رشيد ناضورى ، پيشين ، ص 225 .